السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
323
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
481 - ( 11 ) در كتاب من لا يحضره الفقيه آمده است : « حدّ پيشواز از كاروان به اندازهء مسير يك بعد از ظهر است . پس وقتى به چهار فرسخ رسيد ، آن گرفتن كالاست . » باب 38 حكم معامله با مضطر و سود گرفتن از او 482 - ( 1 ) عمر بن يزيد - فروشندهء پارچههاى شاپورى - گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! مردم - اهل سنت - مىپندارند سود بردن از مضطر حرام و از رباست ! امام عليه السلام فرمود : اى عمر ! آيا كسى را ديدهاى چه توانگر باشد چه تنگدست كه جز براى ناچارى خريد كند ؟ خداوند معامله را حلال و ربا را حرام كرد . سود ببر و ربا نخور . گفتم : ربا چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : معاملهء درهم به درهم ، دو برابر به يك برابر ( و گندم به گندم دو برابر به يك برابر ) . » 483 - ( 2 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه از على عليه السلام سوال شد : « حكومت به ستم ، مالى را از شخصى مطالبه مىكند و او قدرت بر پرداخت آن ندارد ، مگر با فروش برخى از وسايلش . آيا خريدن از وى از قبيل معامله با مضطر است ؟ امام عليه السلام فرمود : معامله با وى جايز است و اين مثل معامله با مضطر نيست ؛ زيرا نفع وى در اين معامله است و خطر حكومت را از خود دور مىكند . همانا ناچار كسى است كه مشترى او را بر فروختن اجبار و او را ناچار به آن مىكند . » 484 - ( 3 ) معاوية بن وهب از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « زمانى بسيار گزنده و سخت براى مردم خواهد رسيد هركس به آنچه در اختيار دارد به شدت مىچسبد و بخشش را فراموش مىكند ، در حالى كه خداوند مىفرمايد : « بخشش و رحمت را در ميان خود فراموش نكنيد . » سپس در آن زمان گروهى با مضطرّان به معامله مىپردازند ؛ آنان بدترين خلق هستند . » مرحوم شيخ قدس سره اين حديث را بر كسى حمل كرده كه ديگرى را با اجبار و اكراه ناچار به معامله مىكند ، پس معامله با چنين كسى جايز نيست .